• فرصت‌های اشتغال می‌بایست در مناطق روستایی و شهرهای کوچک به وجودآید؛
  • این فرصتها بایستی به اندازه کافی ارزان باشد؛
  • نظر به اینکه جمعیت کشورهای جهان سوم از آموزش های کافی برخوردار نیستند و نرخ بی سوادی در این مناطق در مقایسه با نقاط توسعه یافته بالاتر می باشد، روشهای تولید برگزیده شده بایستی بالنسبه ساده انتخاب شوند؛
  • روشهای تولید بایستی بصورتی باشند که از منابع محلی بهره گیری نموده و محصولات آن عموما˝ برای بهره گیری محلی و بومی باشد؛

در نهایت به موجب این استراتژی، یگانه راه حصول به اهداف فوق از رهگذر ایجاد صنایع کوچک میسر می باشد. این در حالیست که هیچگونه استنادی دال بر وجود ضعف های جدی در صنایع کوچک در خصوص کارایی در مقایسه با صنایع بزرگ وجود ندارد، برعکس در بسیاری از کشورهای دنیا اثبات شده می باشد که صنایع کوچک بسیار کارآمدتر و حتی باقدرت رقابت با صنایع بزرگ در حال فعالیت اند.

امروزه در اکثر کشورها، اعم از توسعه یافته و در حال توسعه، جایگاه بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد مورد توجه سیاستگذاران اقتصادی قرار گرفته و کوشش می گردد تا از پتانسیل های این گروه از بنگاه ها برای تحقق اهداف کلان اقتصادی بهره گیری گرد. تقویت روحیه رقابت و کارآفرینی در اقتصاد، افزایش بهره وری و ایجاد اشتغال سه ویژگی عمده بنگاه های کوچک و متوسط می باشد که چنین جایگاهی به آنها بخشیده می باشد. در ایران نیز دولت نهم توجه ویژه ای به بنگاههای مذکور نموده و بخش قابل توجهی از تسهیلات بانکها را به طرفداری از طرحهای کوچک و زود بازده اقتصادی اختصاص داده می باشد. مطالعه سیاستهای اتخاذ شده در کشورهای مختلف نیز نشان می دهد بحث تامین مالی SEM بخش اصلی برنامه های طرفداری در این کشورها را تشکیل می دهد. لیکن بایستی توجه داشت که علاوه بر بحث تامین مالی، سایر حوزه های سیاستگذاری از قبیل تسهیل قوانین و مقررات اجرایی، پرورش و تقویت فرهنگ کارآفرینی، تقویت نوآوری و افز ایش سطح فن آوری، توسعه مشارکت در قالب خوشه ها و شبکه های صنعتی، امکان دسترسی به بازارهای جهانی و ترویج تجارت الکترونیکی نیز نه تنها نباید مورد غفلت واقع شوند؛ بلکه در خیلی از موارد می توانند از روشهای معمول وام دهی، موثرتر باشند (وزارت بازرگانی، 1388).

در این فصل بطور مفصل به تشریح سیاست های حمایتی دولت و راهبردهای درون بنگاهی مناسب بمنظور بهبود صادرات بنگاه های کوچک و متوسط خواهیم پرداخت. برای این مقصود پس از اظهار مفاهیم در خصوص اینگونه بنگاه ها به مطالعه ادبیات موضوع خواهیم پرداخت.

 

2-2. مفاهیم مربوط به SEMs

2-2-1. تعریف بنگاه های کوچک و متوسط

تعاریف مختلفی در مورد معیار اندازه بنگاه به عنوان ملاکی برای تقسیم بندی شرکتها به گروه های خرد، کوچک و متوسط ارایه شده می باشد. تعریفی که بانک سرمایه گذاری و صندوق سرمایه گذاری اروپا در مورد شرکتهای کوچک و متوسط ارایه داده اند، در ادبیات اقتصادی جهان مورد پذیرش قرار گرفته و به عنوان یک تعریف استاندارد مورد بهره گیری قرار می گیرد. در این تعریف که آخرین بار در سال 2003 مورد بازنگری و تعدیل قرار گرفته می باشد، شرکتها براساس سه خصوصیت تعداد کارمندان، حجم معاملات و ارزش کل داراییها تقسیم بندی شده اند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

طبق این تعریف شرکتهای با کمتر از 10 نفر شاغل به عنوان شرکتهای خرد تعریف گردیده اند . شرکتهای دارای 10 تا 50 نفر شاغل در گروه شرکتهای کوچک قرار می گیرند و شرکتهایی که که کارکنان آنها بین 50 تا 250 نفر می باشد گروه شرکتهای متوسط را تشکیل می دهند. حجم معاملات و ارزش کل داراییها دو معیار مالی هستند که برای طبقه بندی شرکتهای کوچک و متوسط مورد بهره گیری قرار گرفته اند. براساس معیار حجم معاملات، شرکتهایی که حجم معاملات آنها کمتر از دو میلیون یورو باشد در گروه شرکتهای خرد قرار می گیرند، شرکتهای با حجم معاملات بین 2 تا 10 میلیون یورو به عنوان شرکتهای کوچک تلقی گردیده و شرکتهای دارای حجم معاملات بین 10 تا 50 میلیون یورو در گروه شرکتهای متوسط قرار می‎گیرند. معیار ارزش کل داراییها نیز برای سه گروه خرد، کوچک و متوسط به ترتیب 2 میلیون، 2 تا 10 میلیون و 10 تا 43 میلیون یورو می باشد. تقسیم بندی های مذکور به صورت اختصار در جدول 1-2 نشان داده شده می باشد (وزارت بازرگانی، 1388) .

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید