شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

2-5-3- کارکردهای هنری بقاع متبرکه[2]

در یک امامزاده یا بقعه  فرد مومن هیچ گاه فقط یک بیننده صرف نیست ، بلکه می توان گفت هرگاه او با طهارت و حضور قلب به این مکان مقدس وارد می گردد و سپس به قرائت نوشته های قرآنی ، ادعیه و احادیث منقوش و مکتوب بر در دیوار های امامزاده می پردازد ، به نحوی بامعنا و انعکاسات معنوی خطوط ارتباط مستقر می کند.چنین می باشد فضای معنوی ایجاد شده به وسیله تزیینات در امامزاده ها که بشر ها را به اشراق و شهود سوق می دهد.بشر با ورود در این اماکن مقدس خود را در میان دنیایی معنویی می یابد که یاد آور بهشتی می باشد که قرآن از آن سخن به میان آورده می باشد. هنر پدیده ای می باشد که از دیرباز فکر و اندیشه ی بشر را به خود مشغول داشته می باشد. هنر در جنبه های مختلف زندگی شکل گرفته می باشد؛ اما مانند هر پدیده ی دیگری که در ارتباط با زندگی انسانی قرار می گیرد، برای ثبات و دوام خود به تکامل احتیاج دارد. اسلام با آیین ها، اصول و قوانین خود یکی از قوی ترین محرک های دینی در ایران و آسیای مرکزی به شمار می رود. پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، هنر ایرانی در خدمت دین اسلام قرار گرفت و البته به این معنی که هنر ایرانی تحت تأثیر قوانین اسلامی معنی و مفهوم جدیدی پیدا نمود، مفهومی که با کنار گذاشتن اختلاف و تضادهای هنر ایرانی با دستورهای اسلامی و پیوند دادن پدیده های مشترک به وجود آمد . این مفهوم در بناهای مذهبی اسلامی به خوبی قابل نظاره می باشد (یوسفی، 1386).

 

2-5-4- ویژگیهای بناهای مرتبط به بقاع متبرکه[3]

بنای امامزادگان تجلی گاه هنرهای مختلف می باشد. منعکس کننده‌ عمق توجه‌ها، باورها و ذوق و سلیقه‌های بشر های مختلف در ادوار مختلف می باشد که بهترین جان مایه‌ ذوق خود را به این بناها بخشیده‌اند چنانچه گلدسته‌ها نمادّی از دست بلند دعا به سوی آسمان، گنبد که فضای آسمان را تصویر می کند و … همه‌ اینها بستر ساز قراردادن زائر در فضای خاص عبادی و انس با معبود می باشد. رسیدن از فرش تا عرش از ناسوت به لاهوت از جزء به کل از ماده به معنا تناسب هندسی شگرف بناهای امامزادگان دقیقاً براساس احساس نیازی می باشد که در دل مردم هر عصر جریان و خلجان داشته می باشد. تجلی یاد خدا در دل‌ها، دور شدن از مادیات و بدست آوردن حس روحانیت فرو خفته در دلها .در معماری اسلامی موارد بسیاری در توازن و تعالی هنری این ابنیه کوشیده‌اند که ذیلاَ به شکل بسیار مختصر به چند مورد تصریح می گردد:

   نور : اگر ساختمان را مجموعه‌ فیزیکی بدانیم، نور به عنوان عامل متافیزیکی، این محیط را تلطیف و روحانی
می کند. سردی و زمختی را می گیرد و گرمی و لطافت می بخشد. از آن جا که « الله نور السموات و الارض » می باشد نور جلوه ای از حضور الله می باشد.

    رنگ: گستردگی و تاثیر رنگ در این ابنیه در ایجاد فضای روحانی و معنوی و انعکاس آن به درون آدمیان انکارناشدنی می باشد. تجلی رنگ ها که از کثرت می آیند به سوی وحدتی پر می کشند که ارتباط ماورایی و جوهری با حقیقت و ذات انسانی دارد.  آبی و سبز تداعی کننده‌ آسمان و اوج و تعالی و برکت، سفید الهیّت، سبز صلح و آرامش. مشکی یادآور خانه کعبه، و زرد چنانچه در سوره بقره آمده می باشد عامل سرور و شادی می باشد (طباطبایی:1392).

   فرم، شکل و فضای بنا : شکل بنا همان گونه که گفته گردید، بایستی در مسیر پاسخگویی به نیازهای عمومی باشد چه مادی چه معنوی گنبد امامزاده، تمثیلی از سیر دورن به دلیل واژگونی و احاطه بر پایین می باشد، کاشی‌های الوان و اسلیمی این کاربرد را بسیار ملموس تر می سازد.

 آب نما: آب همیشه نمادی می باشد از حیات «و من الماء کل شیء حی» ارتباط بسیار قوی با نور عامل پاکی و صمیمیت سیّال. از جهت دیگر در قرآن هم بهشت همیشه با آب و جوی و نهرها توصیف شده می باشد و نیز حوض کوثر (اردلان و بختیاری، 1380).

   خوش نویسی ها: شناسنامه‌ امامزادگان و عنصر بلافصل هویتی آنان می باشد. کتیبه های خوشنویسی شده اغلب به عنوان قاب پیرامونی عناصر اصلی بنا مانند محراب، دیوارها و یا سر در ورودی قرار می گیرند. شکل دوار نوشتاری آنها بیانگر شمول و در برگیرندگی و تعالی و اوج می باشد. (طباطبایی:1392)

   سلیمی: از لفظ اسلامی گرفته شده می باشد این طرح از ابتکارات هنرمندان اشکانی و ساسانی می باشد اسلیمی عبارت می باشد از گردش ها پیچ و خم های مدور تکراری اغلب قرینه که یادآور پیچش ساقه گیاه می تواند باشد و در نقوش تزئینی ایران تأثیر پایه ای دارد.

   مقرنس : بسیار شبیه به لانه‌ زنبور، برداشتی عمیق و استادانه از همان قندیل‌های گذشته می باشد که بیشتر در زیر سقف و در بالای دیوار و سردر و گوشه‌ها هم خودنمایی می کند. یکی از عناصر تزئینی معماری می باشد که در زیباسازی بناهای ایرانی به ویژه مساجد و آرامگاه‌ها تأثیر مهمی دارد. مقرنس‌ها به شکل طبقاتی که روی هم ساخته شده برای آرایش دادن بناها و یا برای آنکه به تدریج از یک شکل هندسی به شکل هندسی دیگری تبدیل گردد، به کار می‌طریقه(اردلان و بختیاری، 1380).

   محراب : محوری ترین بخش در معماری مسجد محراب می باشد.این واژه در لغت به معنای محل جنگ و جهاد آمده و از دیدگاه راغب اصفهانی در المفردات محراب مسجد را از آن رو محراب گویند که محل جنگ با شیطان و هوای نفس می باشد. )بلخاری قهی،1384 :500).

   گنبد: «بازتاب عرش الهی می باشد که طبق سنن و احادیث اسلامی بر دوش هشت فرشته جای گرفته می باشد.» (اردلان و بختیاری، 1380، 11) و مکعب بودن کل بنا مظهر جهان مادی. هندسه به کار گرفته شده در بعد کمّی خود صورت و ساختار بیرونی را تنظیم می کند و می سازد و در بعد کیفی ناظر بر نسبت صورت های معماری می باشد و بیانگر نظم در کل عالم هستی.

همه‌ این هنرها در واقع یک برآیند منسجم و متناسب هستند که در عین این که از یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند، هرکدام رسالت خاص خود را نیز فراموش نکرده‌اند. تکرار و تنوعّشان هر دو چشم و دل را پرواز می دهد به سوی رهایش و گشایش. دست های توانا و اندیشه‌های خلاق و سلیقه‌های باورمند در طول تاریخ در کالبد این ابنیه آنچنان درخشیده‌اند که تاریخ نمی تواند منکر این فضایل باشد. این ابنیه متأثر از فرهنگ و سنت و رسوم و معماری محلی و قومی ملل مختلف می باشد که در آن ها دقیقاً اصول معماری جدید و امروزی در نظر گرفته شده می باشد.(طباطبایی:1392)

[1] Construction site of holy shrines

 

[2] Artistic functions holy shrines

[3] Features monuments to holy shrines

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید