محققین تعاریف گوناگونی از کارآفرینی دانشگاهی ارائه داده­اند که هر یک از آنها به جنبه هایی از این پدیده تصریح دارند. بعضی از پژوهشگران در تعریف کارآفرینی دانشگاهی، به کلیه فعالیت­های تجاری­سازی، خارج از وظایف عادی آموزشی و پژوهشی تصریح دارند(کلفستن و جونز ایوانز[2]،2000). در حالی که بعضی دیگر از محققین بر فعالیت­های نوظهور دانشگاه­ها، بویژه ایجاد شرکت­های انشعابی تأکید بیشتری می­کنند که می‎توان به تعریف اتزکویتز (2003, 112) تصریح نمود که دانشگاه کارآفرین را مرکز رشدی طبیعی با ساختارهای حمایتی تجاری، فکری و ترکیبی از آنها، برای استادان و دانشجویان در راه­اندازی مخاطرات جدید می­داند. رایت و همکارانش[3](2007, vii) ، نیز کارآفرینی دانشگاهی را توسعه تجاری سازی، فراتر از تمرکز سنتی بر اعطای امتیاز دارایی­های فکری و مشتمل بر اقدام به ایجاد شرکت­های انشعابی[4] حاصل از فناوری و دانش تولید شده در دانشگاه­ها، می­دانند.

در بعضی پژوهش­ها نیز کارآفرینی دانشگاهی، حوزه ای از کارآفرینی تعریف شده که به دنبال درک و تبیین کسب­وکارهای مخاطره­ای و محصولات جدیدی می باشد که از دارایی­های فکری دانشگاه حاصل شده­اند (لانو[5]،2006).

گاهی اوقات کارآفرینی دانشگاهی به منزله تلاشی برای افزایش منافع، نفوذ و پرستیژ فردی یا نهادی، از طریق توسعه و بازاریابی ایده­های پژوهشی یا محصولات مبتنی بر پژوهش (لوییس و همکاران[6]،1989) و یا به صورت یکپارچه­سازی تأثیر­ها و منابع جدید در بستر سازمانی موجود و ایجاد مدل­های جدید برای آن چیز که پژوهشگران بایستی انجام دهند(کولی واس و پوول[7]،2003) تعریف می­شوند.

بعضی دیگر از پژوهشگران نیز کارآفرینی دانشگاهی را شامل کلیه فعالیت­های کارآفرینانه دانشگاه می­دانند که محدود به واگذاری امتیاز، ایجاد شرکت­های جدید در دانشگاه، انتقال فناوری، مراکز رشد، پارک­های علم و فناوری، واگذاری حق امتیاز و توسعه منطقه­ای نمی­گردد(روترمل و همکاران،2006).

دانشگاه کارآفرین، توسعه اقتصادی را به عنوان یک عملکرد جدید دانشگاهی به آموزش و پژوهش پیوند می­زند. این امر “سرمایه­ای کردن دانش” می باشد که قلب مأموریت جدید دانشگاه را تشکیل داده، پیوند دانشگاه را با کاربران دانش محکم­تر کرده و دانشگاه را به عملگری اقتصادی تبدیل می­کند (اتزکوویتز، 1998).

در بسیاری از متون تحقیقاتی، تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی و انتقال تکنولوژی مترادف هم هستند (چانگ و همکاران،2009)

بطور کلی انتقال تکنولوژی عبارت می باشد از انتقال ایده، انتقال روش یا نتایج تحقیقات در محیطی که منجر به محصول، خدمات یا فرآیند ها به هر روشی گردد (26 , 2003,RAND). انتقال تکنولوژی، انتقال رسمی کشفیات جدید و نوآوری های ناشی از تحقیقات علمی می باشد که موسسات تحقیقاتی غیرانتفاعی و دانشگاه‎ها با بخش های تجاری برای مزایای عمومی به اجرا می رسانند ( 2003,AUTM).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بسیاری از محققین نیز به تعریف تجاری سازی می پردازند:

اراب[8] (1988) تجاری سازی را به این شکل تعریف کرده می باشد: ” تجاری سازی شامل تولید ایده ای جدید و پیاده سازی آن روی یک محصول، فرآیند یا خدمت جدید می باشد که منجر به رشد پویای اقتصاد ملی و افزایش اشتغال و افزایش سود خالص برای بنگاه کسب وکار نوآور می گردد.  تجاری سازی نوآوری پدیده ای یک باره نیست؛ بلکه فرآیندی طولانی و تجمعی از تعداد زیادی از فرآیند های تصمیم گیری می باشد که از مرحله تولید ایده تا مرحله پیاده سازی آن را شامل می گردد. ایده جدید به ادراک از نیازهای جدید مشتریان یا راه های جدید تولید تصریح دارد. این پدیده در فرآیند تجمعی گردآوری اطلاعات، ایجاد شده و با یک چشم انداز کارآفرینانه­ی همیشه در چالش، ترکیب می گردد. در فرآیند پیاده سازی، ایده جدید بصورت محصول قابل عرضه به بازار، یا فرآیند جدیدی با هزینه کمتر و بهره­وری بالاتر، توسعه یافته و تجاری می‎گردد” (اوراب،1998).

[1] Toole and Czarnitzki

[2] Klofsten and Jones-Evans

[3] Wright et al

[4] Spin off

[5] Llano

[6] Louis et al

[7] Colyvas and Powell

[8] Urabe

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید