ساخت برند به فرایندی تصریح دارد که یک سازمان را معرفی کرده و نشان‌دهنده میراث، ارزش‌ها، فرهنگ، مردم و استراتژی برند آن سازمان می باشد. برند بایستی در هماهنگی کامل با تمام فعالیت‌های بازاریابی شما باشد،ارتباط مستقیم با بازار داشته دارای ثبات رفتار بوده و نسبت به مشتریان وفادار باشد(صفار و خیری،1391). اشتالر4 اصل برای برندسازی تشریح می کند:

1- به دنبال هویت برند[1] باشید، در پی تصویر برند[2] نباشید.

2-به برند انفرادی نیندیشید، به سبد برند بیندیشید.

3-به سازماندهی برند فکر کنید، آراستن ظاهری برند، کم منفعت می باشد.

4- در پی ایجاد برنامه‌ای مدون برای برند باشید، برندسازی مستلزم تلاشی فراتر از تبلیغات می باشد.(گزارش دومین کنفرانس بین‌المللی برند،1386).

   در مقاله‌‌ای ترکیبی از هفت عامل مهم در ساخت یک برند موفق، بصورت زیر اظهار شده می باشد: 

1-کیفیت:کیفیت یک برند باعث بالا رفتن سهم بازارمی‌گردد. 

2– جایگاه سازی: جایگاه‌سازی برند به مفهوم گشودن راهی برای ورود و تأثیر بستن در ذهن مصرف‌کننده می باشد. در جایگاه‌یابی شرکت کوشش می کند تا برند خود را از رقبا بصورت واضح و روشن متمایز نماید و شکاف میان نیاز مصرف‌کننده و محصولات و خدمات ارائه شده توسط رقبا را پر کند(روستا و بطحایی،1385).

3-جایگاه‌سازی مجدد: جایگاه‌سازی مجدد برای تغییر بازار، افزایش(ایجاد) فرصت‌ها بهره گیری می گردد.      

 4– ترکیب مناسب از ارتباطات: جایگاه برند براساس درک مشتری می باشد برای ایجاد یک تصویر واضح در ذهن مخاطب،لازم می باشد یک سری از کانال‌های ارتباطی مدنظر قرار‌ گیرند.

5– اول بودن: تحقیقات نشانگر آنست برند اول جایگاه بهتری در بین مشتریان هدف ایجاد می‌کنند.        

6-چشم انداز بلندمدت: ساخت برند یک فعالیت بلندمدت می باشد. ایجاد آگاهی، ارتباط برقرارکردن ارزش‌های برند و وفاداری مشتری زمان‌بر می باشد و مدیران بایستی آمادگی کافی برای سرمایه‌گذاری در این زمینه نیز باشند. چشم انداز به عنوان نیروی محرکه برند اقدام می کند و مأموریت شرکت پشتیبان شرکت می باشد و ابزاری برای حصول چشم انداز می باشد(قربانی و قره‌ئی،1390). چشم انداز، اشتیاق وآرزوهای مدیریت ارشد برای آینده شرکت می باشد(هتچ وشولتز،2001). موفقیت برند شرکت با خلق ارزش برای ذینفعان شرکت تعیین می گردد وظیفه چشم انداز شرکت، پشتیبانی از خلق این ارزش و توسعه ان می باشد(امبلر،2003). 

7-بازاریابی داخلی: بازاریابی داخلی کوشش می کند که نوعی آگاهی و وفاداری نسبت به خدمات را ایجاد نماید که این نیازمند تعلیم و برقراری ارتباط با کارکنان می‌باشد(یادگاری وکریمی،1390).     

   در بازاریابی بین‌الملل، در نظر داشتن این نکته ضروری می باشد که برند محصول مغایر با بعضی اصول اخلاقی نباشد(کیرن وکراند،[3]2002). برندسازی بایستی اخلاقی باشد، برندسازی اخلاقی به عنوان زیر مجموعه‌ای از بازاریابی اخلاقی، مربوط به اصول اخلاقی خاصی می باشد که تعریف رفتار درست و نادرست در تصمیم‌گیری‌خاص برندسازی را انجام می‌دهد(شریفی،1390). ایجاد برند مستلزم در نظر داشتن سه رکن می‌باشد:

1-درک مشتریان: یک برند وابسته به ادراک مشتریان می‌باشد(سیمویز ودیپ[4]،2001). 

2-ارتباطات بازاریابی: برندهایی که تازه ایجاد شده‌اند نیاز به ارتباط و جایگاه‌یابی برای افراد مناسب در محل فروش دارند(اخلاصی،1391). ارتباطات بازاریابی از طریق ایجاد آگاهی[5] در مشتریان منجر به ایجاد ارزش ویژه[6] برای برند می گردد و نیز منجر به ایجاد تصویر برند در ذهن مصرف‌کننده می گردد(کاتلر ودیگران،2006). در سال 1957 آلدرسون[7] اظهار می کند که فعالیت‌های بازاریابی و ایجاد برند، جدا از فعالیت‌های فروش نیستند(پارمنت[8]،2008).

3-ارتقاء تعامل با مشتریان: فعالیت‌های سازمان بایستی حول ایجاد،‌ توسعه و حفاظت از هویت برند دور بزنند و تعامل با مشتریان هدف را با ارزیابی دستیابی به نتایج رقابتی مستمر در برند ارتقاء بدهند(سیمونز[9]،2007).      

   برندها بر اساس ارزش‌ها و فرهنگ و اعتبار بنا شده اند(پالوشک[10]،2005).فرهنگ سازمانی در بردارنده ادل‌های قوی درمورد ارزش‌هایی می باشد که ویژگی‌های برند را شکل می‌دهد(چرناتونی[11]،2006).

[1].Brand identity

[2] .Brand image

[3] .Kiran & Karand

[4].Simoes &Dibb

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5] .Awareness

[6].Valuation

[7].Alderson

[8] .Parment

[9] .Simmons

[10].Paluszek

[11].Chernatony

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید