• تعریف دانش
  • به مقصود درک بهتر مفهوم مدیریت دانش بایستی آغاز به مطالعه مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها پرداخته می گردد. عبارات اطلاعات و داده، اغلب به جای عبارت دانش بکار برده می شوند ، اما در واقع آنها مفاهیم متفاوتی دارند و درک تفاوت آنها برای انجام یک کار دانش محور بسیار مهم و حیاتی می باشد.

    داده ها حقایق، اعداد خام و دستورالعمل هایی هستند که بشر می تواند بالقوه آنها درک، تفسیر و تفهیم نماید و نیز آنها قابلیت پردازش به کمک رایانه را دارند ( مختاری،1383).

    داده یک واقعیت از یک جایگاه و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. درحقیقت داده ها، حقایق و واقعیت های خام هستند. این اجزاء در پایگاه های داده، ذخیره و مدیریت می­شوند (شهبازی،1386). داده ها درشکل اعداد و ارقام، حروف، تصاویر، اصوات و مانند آن قابل دسترسی می باشد و به تنهایی معنا و مفهوم مورد نظر را به ذهن متبادر نمی کند (صادقی و صالحی ابیانه،1387).

    • اطلاعات[2]

    داده هایی هستند که به سادگی قابل درک و تفسیر بوده و در زمینه مورد نظر معنا دار هستند (خوانساری،1384). اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده ها و ارتباط آنها با یکدیگر، موجب شکل گیری اطلاعات در حقیقت داده های اختصار شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شده اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند. می توان با مطالعه اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت. اطلاعات معمولا شکل  اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود می­گیرند و اعداد و گزاره ها را به صورت اختصار شده ارائه می کنند. پس چنانچه داده ها مورد تفسیر و ارزیابی قرار گیرند به اطلاعات تبدیل می شوند (شهبازی،1386).

     

     

    مجموعه ای هدفمند از اطلاعات که ماهیتاً سودمند می باشد و عاملی تعیین کننده و موثر تلقی می گردد (مختاری،1383). اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات، موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می گردد. اختصار سازی هر چه بیشتر (انباشت) اطلاعات اولیه به دانش منجر می گردد. دانش را در این حالت می توان بینش های حاصل از اطلاعات و داده هایی تعریف نمود که می تواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگونی موثر و قابل تسهیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوری و خواندن اطلاعات می باشد نه افزایش دسترسی به اطلاعات، دانش کارآمد کمک می کند تا اطلاعات و داده های ناخواسته حذف شوند (شهبازی،1386). بنابر این اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می شوند که توسط اشخاص مورد تفسیر قرار گرفته، با عقاید و دانش قبلی آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده گردد (صادقی و صالحی ابیانه،1387). دانش یک ادراک و فهم می باشد که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می گردد. زمانی که افراد دانش خود را به اشتراک می گذارند، دانش هر یک افزایش می یابد و از ترکیب دانش یک فرد با افراد دیگر، دانش جدید حاصل می گردد (شهبازی،1386). در مفهوم دانش یک چارچوب و الگویی نهفته می باشد که چرایی پدیده ها ی مورد نظر را قبول و از ترکیب اطلاعات مختلف، اطلاعات جدیدی را به وجودمی آورد (حسن زاده،1386). غالبا در حوزه های گوناگون، هر واژه با در نظر داشتن شرایط بهره گیری از آن، به گونه ای خاص معنا می گردد، این موضوع برای دانش نیز صادق می باشد. با در نظر داشتن آنکه واژه دانش در فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی نیز معانی خاص خود را دارد – که تلفیقی کاربردی از آنها در مدیریت دانش نیز بکار برده شده – اما تاکنون مفهوم شناسی در ارتباط با واژه دانش در مدیریت به شکلی فراگیر صورت پذیرفته می باشد (ویگارد[4]،1996). دانش[5]، مجموعه ای هدفمند از اطلاعات که ماهیتاً سودمند می باشد و عاملی تعیین کننده و موثر تلقی می گردد (مختاری،1383). اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات، موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می گردد. اختصار سازی هر چه بیشتر (انباشت) اطلاعات اولیه به دانش منجر می گردد. دانش را در این حالت می توان بینشهای حاصل از اطلاعات و داده هایی تعریف نمود که می تواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگونی موثر و قابل تسهیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوری و خواندن اطلاعات می باشد نه افزایش دسترسی به اطلاعات، دانش کارآمد کمک می کند تا اطلاعات و داده های ناخواسته حذف شوند(شهبازی،1386). پس اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می شوند که توسط اشخاص مورد تفسیر قرار گرفته، با عقاید و دانش قبلی آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده گردد (صادقی و صالحی ابیانه ،1387). دانش یک ادراک و فهم می باشد که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می گردد. زمانی که افراد دانش خود را به اشتراک می گذارند، دانش هر یک افزایش می یابد و از ترکیب دانش یک فرد با افراد دیگر، دانش جدید حاصل می­گردد(شهبازی،1386). در مفهوم دانش یک چارچوب و الگویی نهفته می باشد که چرایی پدیده های مورد نظر را قبول و از ترکیب اطلاعات مختلف، اطلاعات جدیدی را به وجودمی آورد (حسن زاده،1386). دانش در درون افراد هست و بخشی از پیچیدگی ندانسته های انسانی می باشد، تبدیل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلی مدیریت دانش می باشد (داونپورت و پروساک[6]،1379). دانش عبارت می باشد از بهره گیری کامل از داده و اطلاعات در آمیخته با مهارت ها، شایستگی ها، عقاید، ادراکات، تعهدات و انگیزه های درونی انسانی. سازمان دانش در قالب عقاید، قضاوت ها، روابط، دیدگاه و مفاهیم عرضه می گردد و خود اساس و پیش برنده اقتصاد فرا صنعتی می باشد (خوانساری،1384). دانش موضوعی می باشد که می توان آن را در قالب کلمات بیان نمود، وقتی دانش ضمنی از طریق زبان عیان می گردد، می توان جهت تامل و تفکر آن را مورد توجه کانونی خود قرار داد. با اظهار دانش در قالب زبان و نشانه ها، دانش را می توان توزیع، نقد و تحلیل نمود. به طریق دیگر آن را افزایش داد. دانش ابزاری می باشد که مردم با آن کنش نشان می دهند، یا دانش جدید بدست می آورند (رادینگ[7]،1383). دانش مجموعه ای از شناخت ها و مهارت های لازم برای حل یک مسأله می باشد. لذا اگر اطلاعاتی که در دست می باشد بتواند مشکلی را حل کند می توان گفت دانش هست ضمن آنکه دانش بایستی امکان تبدیل به دستورالعمل اجرایی و عملی شدن را داشته باشد (داونپورت و پروساک،1379). بر اساس تعریف (دانپورت و پروساک، 1998)، دانش عبارت می باشد از ترکیبی سیال از تجارب، ارزش ها، اطلاعات زمینه ای، و دانش تخصصی، که بصورت منجسم و یکپارچه چارچوبی را برای ارزیابی و کسب تجارب و اطلاعات جدید را فراهم آورد. این دانش از اذهان افراد  سرچشمه می­گیرد و توسط آنان به کاربرده می گردد.

      شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

    • خرد[8]

    از درک دانش خرد حاصل می گردد. “خرد” عبارت می باشد از درک ماهیت اصول حاکم برالگوهای دانش، افرادی که دارای حکمت باشند با ایجاد تغییر در ساختار موجود می توانند تجربه، زمینه و دانش جدیدی را ایجاد کنند. این افراد تفکر انتقادی دارند و خلاقیت و نبوغ در این قشر در سطح بسیار بالایی قرار دارد. این افراد می توانند با ایجاد ارتباط بین تجربیات مختلف، چشم انداز جامع تری پیدا کنند و علاوه بر اقدامات عملی که در راستای دانش خود انجام می دهند، در سایه تفکر خلاقانه راههای مختلفی را به همراه مزایا و معایب آنها برای خود ترسیم کنند. تفاوت بین قضاوت شخص دانشمند و خردمند در این می باشد که شخص دانشمند ممکن می باشد بر اساس تجربیات محدودتری قضاوت کند اما خردمند با ایجاد ارتباط بین تجربیات مختلف و بهره گیری از خلاقیت، در مورد پدیده ها قضاوت می کند. بر این اساس خرد از مقبولیت جهانی برخوردار می باشد و به حقیقت بسیار نزدیک می باشد و تغییر خرد نسبت به تغییر دانش و اطلاعات نیاز به مدت زمان بسیار زیادی دارد به تعبیر دیگر محدودیت زمان و مکان در مورد خرد چندان مصداق ندارد و این تنها وجه مشترک خرد و داده می باشد. این سطوح را می توان به صورت شکل (2-1) نشان داد (حسن زاده،1386).

    [1] -Data

    [2] -Information

    [3] -Knowledge

    [4] -Wiegard

    [5] -Knowledge

    [6] -Davenport & Prucak

    [7] -Rading

    [8] -Wisdom

    برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید