از اوایل تا اواسط قرن بیستم، ملاحظات مالی تا حدودی ساده بود اما با ابداع شبکه گسترده جهانی در اواخر این قرن، خرید و فروش ساده تر و در دسترس تر شدن وخرج کردن اوج گرفت. بعضی از مردم شروع به خرج پول­هایی کردند که نداشتند و خیلی زود با معضلات اعتباری و قرض روبرو شدند. وارد شدن مقادیر قابل رهن و وام های سرمایه منزل به ابهام عموم مردم افزود. کارت های اعتباری قرض گرفتن پول را آسان تر می ساختند و توسط آنها زمان باز پرداخت قرض طولانی تر شده بود. زیرا این موارد جدید بودند عموم مردم از تاثیرات این نوع قرض گرفتن بر کل بدهی شان آگاهی کامل نداشتند. شهروندانی که دانش مالی پایه را نداشتند نمی توانستند تصمیمات مناسب در مورد خرید ماشین، خرید بیمه نامه، گرفتن رهن، انتخاب کارت اعتباری، پس انداز برای بازنشستگی و … را اتخاذ کنند.

با به وجود آمدن این معضلات برای اولین بار در سال 1990 در آمریکا اهمیت سواد و آگاهی مالی شهروندان مورد توجه قرار گرفت. در این سال اولین ائتلاف با هدف آموزش مردم و آشنا کردن آنها با مبانی مسائل مالی شخصی صورت پذیرفت. اکنون این ائتلاف از 180 سازمان و ائتلاف ایالتی تشکیل شده می باشد که همگی یک هدف دارند. از سال 1995 این ائتلاف کوشش نمود تا از طریق راهکارهای مختلف و متنوع، مشکل سواد مالی پایین مردم آمریکا را حل کند. ارائه بروشورهای مجانی شامل: برنامه های درسی، داستان، دستورالعمل های تدریس، کتاب های کار، فعالیت ها و ارتباط با سایت های اطلاعاتی دیگر و آموزش معلمان مانند فعالیت های این گروه می باشد. در آمریکا در سال 1972 سازمانی با نام موسسه ملی آموزش مسائل مالی، به مقصود آموزش متخصصان در زمینه مالی تاسیس گردید. با پیچیده تر شدن فعالیت های مالی و اقتصادی سرانجام این سازمان به این نتیجه رسید که عموم مردم نیاز اساسی به آموزش مسائل مالی و منابع آن دارند. پس در سال 1997 تصمیم گرفته گردید تا همه مردم مورد توجه قرار گرفته وآموزش داده شوند.

 

 

2-4- اهمیت سواد مالی

سواد مالی و آگاهی از ابزار، فنون و روش های مدیریت منابع مالی به عنوان یکی از نیازهای مهم در دنیا برای تمام افراد جامعه شناخته می گردد. هوگارت[1] (2002) پنج دلیل عمده برای اهمیت دانش مالی شخصی را بدین ترتیب اظهار می کند:

  1. مصرف کننده گان مطلع و تحصیل کرده؛ می توانند برای خانواده شان تصمیمات بهتری بگیرند و از این طریق امنیت اقتصادی و رفاه آنها را تامین کنند.
  2. یک بازار موثر و کافی نیازمند مصرف کننده گان آگاه می باشد تا تصمیمات آگاهانه اتخاذ کنند.
  3. بعضی تغییرات بوم شناختی روی اقتصاد اثر خواهد گذاشت، مثلا: جوانانی که بدون داشتن مدل ها و تجارب کافی در حال رسیدن به استقلال مالی هستند و مهاجرانی که نیازمند آموختن هستند تا بتوانند در بازارهای آمریکا مسائل مالی خود را مدیریت کنند.
  4. مسئولیت رفاه بلند مدت در 15 تا 20 سال اخیر از دوش کارفرمایان و دولت به دوش افراد گذاشته شده می باشد.
  5. بازارهای مالی قرن 21 بسیار پیچیده شده اند.

وقتی افراد آگاهی مالی و تجربه کافی در این زمینه ندارند چه اتفاقی رخ می دهد؟ تیتوس و همکاران[2] (1989) گزارش کرده اند که هزینه های مسائل مالی شخصی برای افراد بخیل، قابل ملاحظه می باشد. استرس ها و تنش­های شخصی، بیماری، اختلافات مالی، سوء بهره گیری از کودکان و از دست دادن خانه اغلب با شکست های مالی همراه هستند. تنش های مالی؛ فشارهای اجتماعی و روان شناختی زیادی بر زندگی فردی و خانوادگی وارد می آورند. سواد مالی و برنامه ریزی مسائل مالی خانواده؛ یک استراتژی بازدارنده عمومی می باشد که می تواند به کاهش این فشارها کمک کرده و رفاه خانواده را افزایش دهد. اینکه زنان و مردان چگونه امنیت اقتصادی خود را درک کرده و چه برداشتی از آن دارند و چگونه رفاه مالی شان را محاسبه می کنند یک عامل پیش بینی کننده مهم می باشد که نزاع میان خانواده و تنش میان همسران را پیش بینی می کند. درآمد خانواده که سواد و آگاهی مالی افراد تأثیر مهمی در ایجاد آن دارد، در ایجاد تنش ها و آشفتگی های داخلی خانواده تاثیر بسزایی دارد.

از نظر فوکس و بارتولوما[3] (2000) مسائل تهدید کننده اقتصاد خانواده مثل از دست دادن شغل، طلاق یا از کارافتادگی می­تواند منجر به تنش های اقتصادی گردد. این تنش ها یا مشقت های اقتصادی ممکن می باشد حاصل عدم توانایی برای براورده ساختن ضروریات مالی، عدم اطمینان از منبع درآمد، ناپایداری شغلی و یا ناکافی بودن درآمد برای رفع نیازها باشد. فشار یا تنش اقتصادی در خانواده ها با تاثیر بر رفاه شخصی به شکل مستقیم و با تاثیر بر تعاملات خانوادگی بطور غیرمستقیم خود را نشان می دهد. نتایج رفاه اقتصادی ضعیف، که تا حدی حاصل آگاهی مالی شخصی ضعیف می­باشد، می تواند باعث نارضایتی و آسیب بیشتر به مردان، زنان، والدین و کودکان گردد. پیامدهای معضلات مزمن مالی در بسیاری از حوزه های زندگی خانوادگی بروز پیدا می کنند.

 

2-5- بعضی عوامل موثر بر سواد مالی

با در نظر داشتن مطالعات و مطالعه های انجام گرفته در حوزه سواد مالی می توان بیان نمود که بعضی از ویژگی های دموگرافیک بر سواد مالی تاثیرگذار می باشد. در این بین یکی از عوامل تاثیر گذار بر سواد مالی افراد جنسیت آنها می­باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

دانس و هابرمن[4] (2007) تفاوت های دانش مالی میان 5329 دانش آموز دبیرستانی دختر و پسر را مطالعه کردند. هدف اولیه این پژوهش پاسخ به این سوال بود که آیا سطح دانش مالی افزایش یافته و آیا رفتارهای خرج و پس انداز بر اساس جنسیت متفاوت می باشد یا نه؟ این مطالعه بر داده هایی مانند: بدست آوردن پول، اندازه پس­انداز، هزینه های سرمایه گذاری و چگونگی آموزش مفاهیم و اصول پولی به کودکان متمرکز بود. دانش آموزانی که ارزیابی شدند یک امتحان اولیه و یک امتحان نهایی را برگزار کردند. قبل از آموزش؛ دانش کنونی آنها سنجیده گردید. پس از آموزش دوباره امتحان برگزار گردید تا مشخص گردد آیا دانش آنها افزایش یافته یا نه. نتایج این مطالعه نشان داد دانش آموزان پسر در هر دو امتحان نمرات بالاتری کسب کردند. این مطالعه اهمیت زیادی داشت زیرا دیدگاه مناسب تری در مورد انواع برنامه هایی که بایستی برای گروه های مختلف برگزار گردد به دست می دهد.

یکی دیگر از عوامل موثر بر سواد مالی افراد سن می باشد. بر اساس مطالعه لوساردی و همکاران[5] (2006) سطح سواد مالی جوانان پایین تر می باشد، به طوریکه کمتر از یک سوم جوانان در مورد نرخ بهره، تورم و تنوع بخشی ریسک؛ که سه مسئله مهم مالی هستند اطلاعات کافی داشتند.

از دیگر عوامل موثر بر سواد مالی افراد، رفاه مالی می باشد. مانتیکن[6] (2010) در پژوهشی ضمن سنجش سواد مالی ایتالیائی ها و مقایسه آنها با سایر کشورهای اروپایی و آمریکائی، ارتباط ثروت(توانایی مالی) و سواد مالی را نیز مطالعه نموده می باشد. نتایج حاکی از آن بود که سوادمالی ایتالیائی ها در مقایسه با آمریکایی­ها و سایرکشورهای اروپایی به مراتب پایینتر می باشد، سایر نتایج نشان دادکه بین توانایی مالی وسواد مالی ارتباط مثبت مستقر بود.خانم­هاو بیوه زن ها نسبت به سایرین سواد مالی کمتری داشتند وافراد با تحصیلات بالاتر سوادمالی بیشتری داشتند.

در پژوهشی مولینز[7] (2007) دانش مالی و ارتباط نوجوانان و والدین آنها را مورد مطالعه قرار داده می باشد، همچنین به مطالعه ارتباط قومیت و شان اقتصادی با دانش مالی دانش آموزان و والدین آنها می پردازد. نتایج حاکی از آن بود که اندازه سواد مالی دانش آموزان قفقازی به گونه مشخصی بیش از دانش آموزان اسپانیایی می باشد. همچنین دانش آموزان آفریقایی-آمریکایی با درآمد خانوادگی بالا (بیش از 75هزار دلار)نمره بالاتری از دانش آموزان آفریقایی آمریکایی متعلق به خانواده های با درآمد پایین (کمتر از 75هزار دلار) کسب نمودند.

تحصیلات بالاتر والدین نیز منجر به سواد مالی بالاتر افراد می گردد. نیل و همکاران[8] (2005) با هدف مطالعه ارتباط فعالیت­های مالی، رفاه مالی و سلامتی؛ پژوهشی را در بین 3121 نفر از مشتریان سازمان مشاوره مالی انجام دادند. نتایج پژوهش نشان داد که افراد با والدین تحصیل کرده؛ از سواد مالی بالاتری برخوردارند. این پژوهش نشان داد که این افراد دارای درآمد بالاتری هستند و برنامه ریزی های مالی آنها با در نظر داشتن آینده صورت پذیرفته می باشد. این افراد در دوران بازنشستگی از وضعیت مالی مناسب تری برخوردار هستند و تعداد افرادی که از خانواده های تحصیل کرده بوده و تجربه ورشکستگی را داشته اند اندک بوده می باشد.

[1] -Hogarth

[2] -Tituse

[3] -Fox & Bartholoma

[4] -Danes & Haberman

[5] – Lusardi

[6] -Monticone

[7] -Mullins

[8] -Neill

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید