1-1-2 فرهنگ سازمانی چیست؟

عبارت فرهنگ از ریشه لغوی فعل «کشت کردن » مردم شناسی گاهی فرهنگ را به روشهای زندگی که مردم در آن زندگی  می کنند اطلاق می کند. (میر سپاسی، 1384 ص 4).

مطالعه فرهنگ بسیار سخت می باشد، به این دلیل که تعریف مفهوم فرهنگ کار سختی است. (جکسون[1]، 2011، ص 58)

عبارت فرهنگ در جنبه های محدود تری همچون ارزش ها و اعتقادات و توجه برنامه ریزی شده مورد بهره گیری قرار می گیرد. پس فرهنگ عبارت می باشد از یک شیوه توجه که در میان بسیاری از افراد مشترک می باشد. (میر سپاسی، 1384، ص 9).

بسیاری از صاحب نظران در این مورد اتفاق نظر دارند که مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک می باشد که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می گردد. یک سیستم انبساطی که اعضای آن دارای استنباط مشترک از آن هستند از مجموعه ای تشکیل شده می باشد که سازمان به آن ارج می نهد یا برای آن ارزش قائل می باشد. (عسگریان، 1388، ص 105)

فرهنگ سازمانی همان شالوده درونی و ساختار غیر مشخص سازمان می باشد که براساس اهداف، فناوری، ساختار، سیاست ها، عملکرد و محصولات سازمان تجلی می یابد و عیان ترین نمودش را در رفتار کارکنان می توان نظاره نمود. به گونه کلی فرهنگ سازمانی یک ادراک می باشد که افراد از یک سازمان دارند. فرهنگ سازمانی چیزی می باشد که در سازمان هست نه در افراد. صفات ویژه ای می باشد که به سازمان اختصاص دارد و نمایانگر مشخصات معمول و ثابتی می باشد که یک سازمان را از دیگر سازمان ها متمایز می کند. (همان منبع، ص 105)

اگر چه تعاریف بسیاری از فرهنگ هست، فرهنگ سازمانی به گونه جامع نظاره شده، از لحاظ تاریخی مشخص شده، و بطور اجتماعی ساخته شده می باشد. فرهنگ شامل باورها و رفتارهایی می باشد که در سطوح مختلف هست، و خود را در طیف گسترده ای از ویژگی های زندگی سازمانی عیان می سازد (ابدوالرشید[2] و همکاران، 2004، ص 164)

 

2-1-2 تعاریف فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمان و تأثیر آن در بالندگی سازمان یکی از عناصر مهم در هر نظام سازمانی می باشد. دانشمندان تعاریف گوناگونی از فرهنگ سازمان ارائه داده اند. که در اینجا به بعضی از مهمترین آنها تصریح می شوند.

  • فرهنگ سازمانی عبارتست از یک شیوه توجه که در میان بسیاری از افراد مشترک می باشد (میرسپاسی، 1384، ص5).
  • فرهنگ سازمانی ادراکی می باشد که افراد از سازمان دارند، فرهنگ سازمانی چیزی می باشد که در سازمان هست نه در افراد. صفات ویژه ای می باشد که به سازمان اختصاص داده و بیانگر مشخصات معمولی و ثابت می باشد که یک سازمان را از سازمان های دیگر متمایز می کند (گودرزی، 1381، ص30).
  • فرهنگ سازمانی به ارزش های مسلم، فرض های اصلی، انتظارات، خاطرات مشترک و تعاریف ارائه شده در سازمان بر می گردد. این واژه به ایدئولوژی رایج که در اذهان مردم می باشد، تصریح دارد. یک احساسی از همانندی کارکنان، تهیه قانون های نامکتوب، راهنمایی های ذهنی که چگونه به دست آورده می گردد را اظهار می کند و ثبات سیستم اجتماعی که عیان می باشد را افزایش می دهد. (کوچکی و همکاران، 1391، ص 105)
  • فرهنگ سازمانی وسیله‌ای می باشد که برخورد ما را با مسائل سازمان تسهیل می کند و نحوه تغییر و تفسیر ما از رویدادهای اطراف مان را می سازد. (منوریان و شیرین، 1382، ص47).
  • فرهنگ سازمانی برچسبی اجتماعی می باشد که از راه ارزشهای مشترک، تدبیرهای نمادین و آرمانهای اجتماعی، اعضای سازمان را به هم پیوند می دهد. (مشبکی و خلیلی، 1389، ص 42)
  • فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک می باشد که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می گردد (ترجمه پارسائیان و اعرابی،1382، ص372).
  • ادگارشاین[3]: فرهنگ سازمانی پدیده ای ملموس نیست که به راحتی قابل شناسایی باشد، کوه یخس می باشد که فقط قله آن عیان می باشد و بخش عمده آن ناپیدا و پنهان می باشد اما در واقع نمایانگر شیوه زندگی واقعی اعضای سازمان می باشد. فرهنگ را روح سازمان و انرژی اجتماعی می دانند که می تواند سازمان را به جلو راند یا از حرکت بازدارد و این توان بالقوه به دلیل تأثیری می باشد که فرهنگ بر رفتار کارکنان دارد. (قوچانی و بدری زاده، 1390، ص 82)
  • ادگارشاین : فرهنگ سازمانی به سطح عمیق تر از پیش فرض های اساسی و باورهایی که توسط اعضای سازمان به اشتراک گذاشته شده، و بطور ناخودآگاه به آن اقدام می کنند، تصریح دارد. در این تعریف دیدگاه اصلی خود سازمان و محیط آن می باشد. ( هوانگ، 2012، ص 1825)
  • هاف استد[4] : فرهنگ سازمان را برنامه ریزی جمعی می دادند. (گودرزی،1381، ص 29).
  • ویلیام اوچی[5] : فرهنگ سازمانی را یک سلسله از نمادها، تشریفات و اسطوره‌هایی که منتقل کننده باورهای اساسی آن به کارکنانش می باشند تعریف می کند. (آقاجانی و کجوری ، 1383، ص153).
  • پیترز و واترمن[6] : از فرهنگ سازمانی چنین تعریفی ارائه می کنند: یک سلسله از ارزشهای مشترک مسلط و همبسته ای با مفاهیم نمادی زیرا داستان ها، اسطوره ها، تکلیه کلام و ضرب المثل ها منتقل می گردد (میرسپاسی، 1377، ص 201).
  • فرنچ[7] : فرهنگ سازمانی را جنبه‌های پنهان سازمان معرفی می کند و بعضی دیگر مانند آرجریس[8] هر دو جنبه رسمی و غیر رسمی سازمان را به عنوان فرهنگ سازمان مطرح می کنند. (همان منبع 1377، ص 126).
  • استانلی دیویس[9] : فرهنگ سازمان الگوی از اندیشه ها و باورهای مشترک می باشد که به اعضای یک نهاد معنی و مفهوم می بخشند و برای رفتار آنان در سازمان دستورهای فراهم می آورد (آقاجانی و کجوری ،1383، ص153).

 

با نگاهی به تمامی تعاریف فرهنگ سازمانی که در دو دهه گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران علم مدیریت مطرح شده، وجوه مشترک تمامی تعاریف اظهار شده عبارتند از:

  • الگوی رفتاری غالب
  • سیستمی یا نظام مند بودن آن
  • مجموعه ای از ارزش ها و باورها و اعتقادات
  • مشترک بودن و مورد طرفداری واقع شدن این هنجارها و ارزش ها توسط اعضای سازمان
  • متمایز کردن سازمان ها از یکدیگر (مشبکی و خلیلی، 1389، ص 39)

[1] Jackson

[2] Abdul Rashid

[3] -Schein

[4] – Hofsted

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5] -William ouchi

[6] -Peters and Waterman

[7] -Ferench

[8] -Argiris

[9] – Davise

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید