در این حالت فناوری وارد می گردد و در تقابل با فرهنگ سازمانی قرار گرفته او آثار خود را بدون آنکه کنترل گردد بر جای می گذارد. برای مثال می توان از تغییر فرهنگ خرید در جامعه آمریکا پس از اختراع استارت خودرو و استقبال بیشتر خانم ها از رانندگی دانست. فناوری مانند اسب تروآ می ماند که وارد شهر شده و سربازهای فرهنگ پنهان در آن شهر را به تصرف خویش در می آورند و فرهنگ را خارج از کنترل می سازند. (بهنامی،1383، ص82).

 

2-6-1-2  برنامه ریزی تغییر یا ایجاد فرهنگ برای به کارگیری فناوری:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

در این حالت، اسب تروآ، خود وارد نمی گردد بلکه مدیران آن را ساخته، سربازهای مناسب را در آن پنهان کرده و وارد شهر می کنند. در این حالت ایجاد تغییرات در کنترل و طبق برنامه خواهد بود، هر چند ممکن می باشد تغییراتی خارج از کنترل نیز رخ دهند.

سربازانی که مدیران آنها را در این اسب تروآ پنهان می کنند عبارتند از:

  • چشم انداز و استراتژی؛
  • کسب اعتماد کارکنان و جاری ساختن چشم انداز و استراتژی در تاروپود سازمان ؛
  • بهره گیری ازابزارهای فناوری برای همنواسازی کارکنان؛
  • همسو کردن ارزش های افراد با ارزش های سازمان؛
  • تغییر و بهینه سازی فرایندهای کسب و کار؛
  • بهره گیری از سایر روش ها مانند TQM و… (همان منبع)

 

3-6-1-2 بهره گیری از فناوری برای ایجاد تغییر های فرهنگی موردنظر:

در مقاطعی از زمان لازم می باشد که خارج از یک برنامه یکپارچه و کلان برای ایجاد و یا  تغییر فرهنگ خاصی اقدام نمود. فناوری و ابزارهای آن می تواند کمک مؤثری در این زمینه بکند. با به کارگیری یک فناوری خاص و کوشش در جا انداختن آن، تغییر فرهنگی مورد نظر حاصل می گردد. برای مثال می تواند از اتوماسیون اداری برای ایجاد فرهنگ نظم و سرعت در روابط اداری بهره گیری نمود و سازمان را از کرختی بیرون آورد (همان منبع).

 

سازمان ها امروزه با مسایل پیچیده رقابتی مواجه هستند شرایط داخلی و خارجی پیو سته و با سرعت در حال تغییرمی باشد ورود تکنولوژی اطلاعات به درون سازمانها و رشد سریع فناوری نیز براین پیچیدگی افزوده می باشد. از طرف دیگر و شاید به همین علتها، نیاز به امنیت مادی و معنوی و افزایش تعامل و ارتباطات اجتماعی در سازمانها بیش از پیش احساس می گردد. (بهاری و همکاران، 1389، ص 1)

زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه به شدت به فناوری اطلاعات و ارتباطات وابسته می باشد. برخلاف دوران گذشته که اطلاعات و تکنولوژی دراختیار صاحب نظران فن و صنایع قرار داشت و مشروعیت آن نیز به تأیید و تصدیق آنان مرتبط بود، درجوامع جدید اطلاعاتی، مردم عادی نیز به گونه ای با تکنولوژی مرتبط شده اند که بخشی مهمی از زندگی روزمره آنان بویژه در حوزه فرهنگ شده می باشد. به این دلیل هر نوع سیاستگذاری و برنامه ریزی در خصوص توسعه فرهنگی نمی تواند بی اعتنا به تحولات حوزه های اطلاع رسانی و ارتباطات در سطح ملی و بین المللی صورت بگیرد. (همان منبع، ص 2-1)

بدون شک پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات تاثیر زیادی در فرهنگ و جوامع بشری گذاشته می باشد، به طوری که عده ای، فناوری اطلاعات را مهم ترین عامل در پیشرفتهای قرن اخیر اظهار کرده اند. (شاعیدی، 1390، ص 45)

فرهنگ و تکنولوژی به عنوان سیستم های باز، دارای اجزایی هستند که آن اجزا نیز با همدیگر دارای روابطی سیستماتیک هستند. تغییر و دگرگونی در اجزای هر یک از سیستم ها ساختار داخلی آن را به آرایش جدیدی می کشاند و بر سیستم و یا سیستمهای دیگری که با آن در دادوستد انرژی هستند،  اثر   می گذارد. حال اگر ما تکنولوژی و فرهنگ را به عنوان دو سیستمی تلقی کنیم که در برگیرنده انواع و اجزایی هستند، این تاثیرگذاری متقابل می تواند موارد زیر را در بر گیرد:

  • ایجاد منطق رفتاری جدید برای سیستم
  • تحول در شیوه و اندازه خودکنترلی سیستم
  • مساله آفرینی یک سیستم بر بی سیستمی دیگر
  • ظهور تحلیل جدید از مقولات کهن (همان منبع، ص 48)
  • برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید